خرید بک لینک

 

بعد از اين بگذار قلب بي قراري بشكند
گل نمي رويد، چه غم گر شاخساري بشكند

بايد اين آيينه را برق نگاهي مي شكست
پيش از آن ساعت كه از بار غباري بشكند

گر بخواهم گل برويد بعد از اين از سينه ام
صبر بايد كرد تا سنگ مزاري بشكند

شانه هايم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه
تخته سنگي زير پاي آبشاري بشكند

كاروان غنچه هاي سرخ، روزي مي رسد
قيمت لبهاي سرخت روزگاري بشكند

برچسب: نویسنده: Sajad تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1392 ساعت: 7:52

صفحه بندی