
بی نگاهِ عشق مجنون نیز لیلایی نداشت بی مقدس مریمی دنیا مسیحایی نداشت بی تو ای شوق غزلآلودهی شبهای من لحظهای حتی دلم با من همآوایی نداشت آنقدر خوبی که در چشمان تو گم میشوم کاش چشمان تو هم اینقدر زیبایی نداشت! این منم پنهانترین افسانهی شبهای تو آنکه در مهتاب باران شوقِ پیدایی نداشت در گریز از خلوت شبهای بیپایان خود بی تو اما خوابِ چشمم هیچ لالایی نداشت خواستم تا حرف خود را با غزل معنا کنم زیر بارانِ نگاهت شعر معنایی نداشت پشت دریاها اگر هم بود شهری هاله بود قایقی میساختم آنجا که دریایی نداشت پشت پا میزد ولی هرگز نپرسیدم چرا در پس ناکامیم تقدیر جاپایی نداشت شعرهایم مینوشتم دستهایم خسته بود  ...
ادامه مطلب
کاش میشد به تو یک نامه نوشت . نامه را دست خدا داد که باور بکند بی تو من میمیرم در ترک آینه ها میشکنم . کاش میشد که خدا آخر نامه به جای من امضا بکند و بگوید به تو : "برگرد" و تو نیز . . . . . . . توفقط "محض خدا" برگردی !!! ...
ادامه مطلب
من نمیدانم چه داری در سرت گه که شادانی بخندم در برت هرزمان ناشاد هستی و غمین هی بسوزانی دلم را بازبان آتشین آنچنان آزرده حالم ساختی گوییا بر روح و جانم تاختی من عروسک نیستم ای دوست من کاش بودی جای درد درمان من...
ادامه مطلب
ميخوام بهت بگم خداحافظ . . . . .... . . . . ميگم خداحافظ. . . كه تو چشم تر كنى و بگى؛ كجا؟..مگه دست خودته اين اومدن و رفتن؟... كه سفت بغلم كنى و بگى؛ هيچ رفتنى تو كار نيست.! همين جا."به دلت اشاره كنى"..جاته تا هميشه ! آخر سرش محكم بگى؛ شيرفهم شد؟. . . و من دل ضعفه بگيرم از اين همه عاشقانه هاى محكمت. ? . ? ....
ادامه مطلب
در آغـــوش خودم هستـــم! مـــن خودم را در آغوش گرفتـــه ام…! نه چنـــدان با لطافتــــ نه چنـــدان با محبتــــ… امـــا وفـــادار….وفـــادار…....
ادامه مطلب
وقتي از چشم تو افتادم نميدانم چه شد وقتي از چشم تو افتادم دل مستم شکست عهد و پيماني که روزي با دلت بستم شکست ناگهان- دريا! تو را ديدم حواسم پرت شد کوزه ام بي اختيار افتاد از دستم شکست در دلم فرياد زد فرهاد و کوهستان شنيد هي صدا در کوه،هي "من عاشقت هستم" شکست بعد ِ تو آيينه هاي شعر سنگم ميزنند دل به هر آيينه،هر آيينه ايي بستم شکست عشق زانو زد غرور گام هايم خرد شد قامتم وقتي به اندوه تو پيوستم شکست وقتي از چشم تو افتادم نميدانم چه شد پيش رويت آنچه را يک عمر نشکستم شکست …...
ادامه مطلب